پرويز اذكائى

134

فهرست ما قبل الفهرست ( آثار ايرانى پيش از اسلام ) ( فارسي )

كارآمد داشته ، مفاهيم ذهنى و مجرّد در آنها كمتر مورد توجّه بوده است . در كشورى كه هر روز گامى به‌سوى پيشرفت برمىداشت ، شهرسازى ، راه‌سازى ، سدّسازى ، بازرگانى ، دريانوردى ، فنون و صنايع ديگر بازار روايى داشته ، مهارت فنّى و دانش تجربى بيش از سخنورى و علم بلاغت به كار مىآمد » « 1 » . بقاياى آثار عينى گواه بر اعتلاى دانش‌هاى كاربردى در آن روزگار ، علاوه بر اخبار علمى مبنى بر اكتشافات جغرافيايى ، فنون مهندسى « ايرانى » على الاطلاق و دانش‌هاى شگردى ( - حيل / مكانيك ) ساختن جنگ‌افزارها - مانند جرّاثقال‌ها و منجنيق‌ها و برجهاى قلعه‌كوب يا فلاخن‌انداز و جز اين‌ها - ؛ و ديگر دانش‌هاى كاربردى كه برخى فوقا شمرده شد ، فعّاليّت‌هاى علماى ممالك محروسهء امپراتورى در دربار شاهان ، از جمله پزشكان مصرى و يونانى و منجّمان بابلى و مغان ماد ، اخبار مربوط به مدارس و مجامع علمى پايتخت‌هاى امپراتورى و ديگر بلاد معظمه ؛ و جز اين‌ها كه بعضا در جاى خود اشارت خواهد شد ، بالجمله حاكى از آن است كه به قول مؤلفان « تمدّن ايرانى » ( پيشگفته ) اگرچه بسيارى از مدارك ايرانى از ميان رفته ، تنها اطلاع درستى كه باقى مانده اين است كه در ايران دوران هخامنشى سنّتى راجع به علوم ايرانى وجود داشته است كه جزئيات آن بر ما معلوم نيست . مدارك و نوشته‌هاى زبان فارسى ميانه ( پهلوى ) راجع به علوم اطلاعاتى بدست مىدهد كه چندان قابل اعتماد نباشد ، ولى از نوشته‌هاى يونانى كه بهتر حفظ شده دانسته مىآيد كه ايران همانا سرزمين مبادلهء اطلاعات علمى مهمّى در شرق ميانه بوده است « 2 » . كريستيان پالو گفته است كه ايران سرزمين تبادل ميان شرق و غرب عالم ، و ايرانيان خواه در زمينهء هنرها يا ادبيات و علوم همان اندازه از ديگران مايه گرفته‌اند كه به ملل جهان مايه دادند » « 3 » . بارى ، در ايران باستان ، حاملان علوم يا دانشوران - چنان‌كه در شرح « متون فلسفى » گذشت - همان دينياران نامدار ايشان - يعنى « مغان » مادى بوده‌اند . هم آنان كه متون دينى قوم را به نام « اوستا » تحرير و تدوين كردند ، دفترهاى فلسفى را بدان در پيوستند ، رسالات علميّه را نيز در ابواب مختلف جمع و

--> ( 1 ) . سرگذشت سازمانها و نهادهاى علمى و آموزشى در ايران ( صدرى افشار ) ، ص 28 - 29 . ( 2 ) . تمدن ايرانى ( تأليف خاورشناسان ) ، ص 91 . ( 3 ) . جامعهء نوين ، ش 7 ( زمستان 1354 ) ، ص 57 .